تبليغاتX
وحید هاشمیان=بهترین

وحید هاشمیان=بهترین

این وبلاگ در جهت حمایت از فوتبالیست شایسته تیم ملی وحید هاشمیان ایجاد شده

با سلام خدمت همه عزیران

در بررسی نکات ارائه شده در این بحث لازم می بینم مواردی را بیان کنم

در مورد ارائه بیانیه توسط میر حسین موسوی:

دوستان عزیز بیانیه ای از طرف میر حسین موسیو به احتمال زیاد برای حضور صادر نخواد شد ولی صحبت هایی که هست از احتمال حضور ایشون در نماز جمعه را دارد صدور بیانیه به هیچ عنوان صلاح نیست و این با اهداف و روح اعتراضات موسوی سازگار نیست مگر اینکه در چند روز آینده اتفاقات خاصی رخ بدهد

چرا می گویم با روح موسوی سازگار نیست؟

دوستان میر حسین موسوی در حال حاضر فردی که مخالف نظام باشد نیست بلکه فردی هست که می خواهد نظارم و انقلاب ایران را احیا نکند این موضوع را فراموش نکنید

موسوی نه رهبر مخالفان نظام بلکه فرزند انقلاب است که انقلاب را در خطر می بیند و تلاش است ان را احیا کند

هاشمی رفسنجانی نمادی است از مخالفان جریان های اخیر او هم خواهان نظام هست ولی صحبت هایی 60 به 40 در نماز جمعه خواهد داشت

یعنی 60 درصد به نفع جنبش مردمی و 40 درصد هم به نفع نظام و رهبری صحبت خواهد کرد مسئولت و جایگاه او را فراموش نکینید او هر سخنی را به راحتی نمی تواند بگوید

اکنون باید چه کنیم

بی شک اکثر حامیان دولت احمدی نژاد در این نماز جمعه شرکت نخواهند کرد و سعی خواهند کرد با برگزرای یک نماز جمعه بی رونق سعی بر تبلیغ آن کنند که دیدید احمدی نژاد راست می گوید کسی پشت سر هاشمی دیگر نماز نمی خواند

اما

مردم سبز پوش نشان خواهند داد که چقدر هستند

جمعه حضور ما نمادین خواهد بود

جمعه باید با شکوه ترین نماز جمعه تاریخ ایران رقم بخورد حتی اگر شعاری داده نشود حتی اگر هاشمی خنثی صحبت کند این حضور خود پیام مورد نظر ما را خواهد داشت

حضور ما به تنهایی کافی است برای اینکه دیده بشویم و صحبت مان گفته شود

پس از همه دوستان خواهش می کنم همه باهم تبدیل به یک ستاد شویم تا همه ایران از این موراد خبر دار شوند

البته خبر های خوبی از شهرستان ها دریافت می شود که مردم در تمانی نقاط ایران تصمیم گرفته اند در روزهای آیند ه به سمت تهران حرکت کنند برای حضور در نماز جمعه

درورد

پس وعده دیدر جمعه با حضور حماسی خود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:40  توسط سمانه  | 

سلاااااااام خوبییییییییییییید؟ چه خبراااااااااااااااااا؟ من یه مدت نبودم چرا؟ چون کنکور داشتم حالا تا دادن نتایج بیکارم فعلا بای بای
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 0:38  توسط سمانه  | 

وحيد هاشميان اعلام کرد، مايل است جاي خود را در تيم ملي فوتبال ايران به جوان‌ها بدهد و براي اين تيم آرزوي موفقيت کرد. به گزارش ايسنا؛ مهاجم تيم ملي فوتبال ايران در گفت وگويي با سايت شخصي‌اش اظهار كرد: تيم ملي فوتبال ايران پتانسيل بسيار خوبي داشت اما، با بدشانسي و هم‌چنين تعويض پي‌درپي کادرفني از رسيدن به جام جهاني ‌2010 در آفريقاي جنوبي بازماند. آرزوي من و ساير بازيکنان اين بود که تيم ملي را به جام جهاني ببريم و با اين کار دل مردم عزيز کشورمان را شاد کنيم، اما متاسفانه چنين نشد. اکنون در مقطعي قرار گرفته‌ام که ترجيح مي دهم جوان ها جاي مرا در تيم ملي بگيرند و اميدوارم تيم ملي فوتبال ايران در رقابت‌هاي آتي همواره موفق و پيروز باشد. ستاره‌ ايراني تيم فوتبال بوخوم در ادامه به وضعيتش در اين تيم اشاره کرد و افزود: تمام سعي و تلاشم را به کار مي بندم تا در ادامه دوران فوتبال خود با نام ايران و به عنوان يک ايراني در تيم هاي خارجي بدرخشم. درحال حاضر بوخوم در اردوي آمادگي پيش فصل در سن گالن سوئيس حضور دارد. من هم نخستين جلسه تمريني خود را با بوخوم روز يک‌شنبه برگزار کردم. البته به دليل حضور در تيم ملي نتوانستم در اولين جلسات تمريني تيم حضور داشته باشم. هاشميان افزود: اميدوارم روزي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران شوم تا بتوانم تجربيات خود را در اختيار اين تيم قرار دهم و حضور در جام جهاني که در زمان بازي يک بار موفق به انجام آن نشدم را به عنوان سرمربي به انجام برسانم.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:24  توسط سمانه  | 

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان

قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. 

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. 

                                                                                                میر حسین موسوی

                                                                                                    10/4/88

 

منبع:قلم نيوز
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:39  توسط سمانه  | 

منم به آقای هاشمیان و خانواده محترمشون تسلیت میگم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:8  توسط سمانه  | 

وحيد هاشميان مهاجم ملي‌پوش بوخوم در سوگ از دست دادن مادرش عزادار شد.

وحيد هاشميان مهاجم ملي‌پوش بوخوم در سوگ از دست دادن مادرش عزادار شد.
به گزارش وب سايت خبري هاشميان، والده محترمه وحيد پس از مبارزه با بيماري سرطان صبح امروز دار فاني را وداع گفت.
سايت خبري هاشميان، اين مصيبت بزرگ را به وحيد و خانواده گرامي‌اش تسليت مي‌گويد.
هاشميان امروز خود را به تهران مي‌رساند. چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:6  توسط سمانه  | 

سلام خوبید؟تابستون خوش می گذره؟ امیدوارم که خوش باشید من بعد امتحانام رفتم مسافرت نتونستم آپ کنم ببخشید ولی حالا میگم:

صعود مبااااااااااااااااااارک

امیدوارم تیم ملی در مراحل بعدی هم موفق و پیروز باشه انشاا...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:41  توسط سمانه  | 


 

تیم ملی فوتبال کشورمان با برتری مقابل امارات به صدر جدول رده بندی گروه پنجم رقابت های انتخابی جام جهانی 2010 رسید.
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، در ادامه رقابت های فوتبال مقدماتی جام جهانی از ساعت 30/20 دقیقه امروز به وقت تهران تیم ملی فوتبال کشورمان در ورزشگاه القطاره شهر العین به قضاوت نیشی مورا از ژاپن به مصاف تیم ملی فوتبال امارات رفت و در پایان با تک گل دقیقه 9 فریدون زندی حریف خود را شکست داد.
در این دیدار تیم ملی فوتبال کشورمان با ترکیب سیدمهدی رحمتی ، سیدجلال حسینی ، هادی عقیلی ، حسین کعبی، ستارزارع، جواد نکونام( کاپیتان) ابراهیم صادقی ، مسعود شجاعی ، فریدون زندی ، غلامرضا رضایی و محسن خلیلی به مصاف حریف خود رفت که در نیمه دوم احسان حاجی صفی جانشین فریدون زندی شد، علیرضا نیکبخت واحدی به جای محسن خلیلی وارد زمین شد و در دقایق پایانی مجتبی جباری نیز به جای ابراهیم صادقی به میدان آمد.
تیم ملی فوتبال کشورمان با کسب سه امتیاز این دیدار 6 امتیازی شد و تا قبل از دیدار فرداشب تیم های کویت و سوریه در صدر گروه پنجم رقابتهای مقدماتی جام جهانی قرار گرفت. تیم های سوریه و امارات با 5 امتیاز در رده دوم و سوم این گروه قرار دارند. این نخستین پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمان در این مرحله از مسابقات است که با کسب آن طلسم سه تساوی پیاپی را شکست.
تیم ملی فوتبال کشورمان در ادامه این رقابت ها روز شنبه هفته آینده باید در ورزشگاه عباسیون شهر دمشق به مصاف تیم ملی فوتبال سوریه برود و روز دوم تیرماه در ورزشگاه آزادی تهران میزبان کویت باشد.

 منبع:سایت رسمی وحید هاشمیان

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:3  توسط سمانه  | 

سلام

خوبید؟

چه خبر؟این روزا همه مشغول امتحان دادنن دیگه!

منم که سوممممممممم  امتحانام مهمممممممممم

امیدوارم همتون خوبه خوب بدید امتحاناتونو

فعلا خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:31  توسط سمانه  | 

وب سايت رسمي باشگاه بوخوم بلافاصله پس از پيوستن وحيد هاشميان با تيتر "وحيد هاشميان بازگشت" به استقبال از مهاجم سابق خود رفت.
به گزارش وب سايت خبري هاشميان، اين سايت ضمن اشاره به كارنامه كاري وحيد در رقابت‌هاي بوندس‌ليگا مصاحبه كوتاهي را نيز با وي ترتيب داد.
ستاره سابق تيم‌هاي پاس، هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر كه بار ديگر به جمع بوخومي‌ها پيوسته اظهار داشت: "خيلي خوشحالم كه به بوخوم برگشته‌ام. اين براي من در آلمان حكم بازگشت به خانه را دارد. گفت و گوي بسيار خوبي با مارسل كولر (سرمربي بوخوم) داشتم. به بوخوم آمده‌ام تا بار ديگر در كنار اين تيم در بوندس‌ليگا بازي كنم."
وحيد هاشميان مهاجم ايراني تيم فوتبال هانوفر شب گذشته با امضاي قراردادي 2 ساله كه قابليت تبديل به 3 سال با توافق طرفين را دارد به بوخوم پيوست تا از فصل آينده با پيراهن اين تيم در بوندس‌‌ليگا بازي كند.
بازگشت وحيد به بوخوم بازتاب گسترده‌اي در مطبوعات داخلي و آلماني داشته است.

 

 

 

منبع:سایت رسمی وحید هاشمیان

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:26  توسط سمانه  | 

وحید هاشمیان به بوخوم برگشت

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:23  توسط سمانه  | 

هواداران هانوفر هر هفته به عملکرد ستارگان خود امتیاز می دهند تا یکی از آنها به عنوان مرد هفته برگزیده شده و در سایت رسمی باشگاه معرفی شود.
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، این هفته نیز هواداران هانوفر برترین بازیکن خود را که مربوط به بازی شنبه گذشته مقابل آینتراخت فرانکفورت می شد برگزیدند.
بر اساس رای طرفداران، وحید هاشمیان، ستاره ایرانی هانوفر با به دست آوردن 4/51 درصد آرا به عنوان مرد میدان در بازی مقابل آینتراخت فرانکفورت انتخاب شد.

به امید موفقیت هرچه بیشتر آقا وحید

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:25  توسط سمانه  | 

علی دایی

نامش علي دايي بود. مقدماتي جام‌جهاني 1994 آمريكا در تيمي بازي مي‌‌كرد كه علي پروين سرمربي‌اش بود. در آن زمان نشريات نوشتند كه خيلي اتفاقي به فوتبال رو آورده. اهل اردبيل بود، پس از اين‌كه در دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي متالوژي قبول مي‌‌شود، در محوطه دانشگاه در حال هد زدن بود كه رضا وطنخواه مربي وقت تاكسيراني او را مي‌‌بيند و به باشگاه تاكسيراني در ليگ تهران مي‌‌برد، هرچند دايي پيش از آن‌كه دانشجو شود، در اردبيل بازي مي‌‌كرد و حتي عضو تيم استقلال شهرش هم بود. روزي ناصر حجازي مربي آن زمان بانك تجارت براي ديدن وطنخواه به محل تمرين تاكسيراني مي‌‌رود. با ديدن دايي استعدادهاي اورادر مي‌يابد
 وعلي را به تمرينات تيم بانك تجارت فرامي‌خواند. همين امر باعث مي‌‌شود كه او سر از ليگ تهران دربياورد و در همان فصل آقاي گل تهران شود. غيرت او در مستطيل سبز مثال‌زدني بود، حتي سرش مي‌‌شكند اما با همان سر بانداژ شده گل مي‌‌زند. عكسش مي‌‌رود روي جلد كيهان ورزشي...

بازي خوب او باعث مي‌‌شود كه پروين او را به عنوان يار ذخيره به تيم‌ملي دعوت كند و او ملي‌پوش مي‌‌شود. چند ماه بعد در مسابقات مقدماتي جام‌جهاني 94 آقاي گل آسيا شد و نامش آسيايي. پس از آن به پرسپوليس راه يافت. مي‌‌گفت: «آن سال به من دوازده ميليون تومان پول دادند؛ شش ميليون را براي خودم يك اتومبيل كورسا خريدم و تصميم گرفتم با شش ميليون بقيه يك مغازه در ميدان منيريه بخرم.»

از همان زمان فكر اقتصادي خوبي داشت اما آنچه كه دايي را به اوج شهرت رساند، حضور در مسابقات جام‌ ملت‌هاي آسيا به سال 1996 بود. چهار گل زيباي او به كره، پيروزي تاريخي 6-2 را براي ما به ارمغان آورد. سال‌ها گذشت و گذشت و گذشت و دايي بازي‌هاي ملي زيبايي از خود نشان داد. زماني كه به آرمينيابيلفلد در آلمان و پس از آن به بايرن مونيخ و هرتابرلين رفت، ديدم كه روياهايم به واقعيت پيوست. البته آن فرد رويايي من نبودم بلكه «علي دايي» اسطوره فوتبال ايران بود.

روزي كه استراليا را شكست داديم و به جام ‌جهاني راه يافتيم، روزي كه دايي در جام‌جهاني بازي كرد، روزي كه كاپيتان تيم‌ملي شد، روزي كه بهترين بازيكن آسيا شد و روزي كه آقاي گل جهان شد.باورتان مي‌‌شود؛ تمام روياهايم به حقيقت پيوست. باورش براي خود من هم مشكل بود اما واقعيت داشت، به خصوص اين‌كه فهميدم چندي پيش سرمربي تيم‌ملي شد. در روياهاي من، خودم «پژمان» آسيب ديدم و از فوتبال كنار رفتم اما او با كوله‌باري از افتخار سرمربي تيم‌ملي شد. از چند سال پيش با «علي دايي» رفاقت ديرينه‌اي دارم. يك بار آنچه را كه براي شما نوشتم، به او گفتم. لبخندي زد و گفت: «پژمان، بي‌خيال شو.»

اما از همه اينها كه بگذريم، علي دايي از اخلاق والايي برخوردار است. چه كمك‌هايي كه به اطرافيان و مردم نمي‌‌كند. گرچه دوست ندارد كسي از آنها باخبر باشد اما من مي‌‌نويسم تا بدانيد فوتبال ايران چه جواهري دارد. به اين شرط كه قدر اين جواهر را بدانيم.روياهاي من در اينجا به پايان رسيد اما نمي‌‌دانم دايي چه سرنوشتي در سمت سرمربيگري دارد. براي او دعا مي‌‌كنم تا موفق شود. براي مردي كه ايران و ايراني دوستش دارد و به اين چهره جهاني مي‌‌بالد. هشت سال پيش دو خبرنگار فرانسوي به اردبيل رفتند و گزارشي از زندگي او به چاپ رساندند و در مجله اونز از او به عنوان «شهريار اردبيل» و «شهريار سبلان» ياد كردند. نام او هيچ‌گاه فراموش‌شدني نيست، حتي اگر در زمان‌هايي نامهرباني‌ها و شكست‌ها را تجربه كند، خداوند آنقدر اين بنده خود را دوست دارد كه هميشه او را سربلند مي‌‌كند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 16:9  توسط سمانه  | 

 

به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، در اين تمرين 31 بازيكن زير نظر کادر فنی تمرین کردند. با این حال 5 بازيكن لژيونر تيم ملي فوتبال ايران به دليل مخالفت تيم هاي باشگاهي شان اجازه حضور در تمرينات را پيدا نكردند.
هادي شكوري، علي سامره، مسعود شجاعي، مهرزاد معدنچي و مهدي رجب زاده، 5 بازيكن لژيونر تيم ملي فوتبال ايران هستند كه به دليل مخالفت تيم هاي باشگاهي استان اجازه حضور دراردوي تيم ملي ايران در جزيره كيش را پيدا نكردند. گفتني است، تيم ملي فوتبال ايران از ديروز (جمعه) اردوي خود در جزيره كيش را شروع كرده است.
بر طبق برنامه ملی پوشان دومين جلسه تمرين خود را ساعت 18 امروز در ورزشگاه شماره يك مجموعه ورزشي المپيك كيش برگزار مي‌كنند.
ديدار دوستانه تيم‌هاي ملي فوتبال ايران و مالي فردا يكشنبه در كيش برگزار خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:19  توسط سمانه  | 

تیم فوتبال هانوفر در نخستین بازی تدارکاتی خود در اسپانیا مقابل راپیدوین به برتری دست یافت.

 

به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، در این بازی که در خلال اردوی تمرینی هانوفری ها در شهر تنه ریف اسپانیا برگزار شد، هانوفر با نتیجه 2 بر یک مقابل راپیدوین اتریش به پیروزی رسید.
وحید هاشمیان در این بازی در دقیقه 57 جانشین میکه هانکه شد. بالیتش و کربز گل های هانوفر را به ثمر رساندند و کولوفیتس تک گل راپید را به ثبت رساند.
هانوفر در بازی بعدی به مصاف گراس هاپرز سوئیس می رود.

 منبع:/www.hashemian.net

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:18  توسط سمانه  | 

آغاز ماه محرم رو تسلیت میگم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:11  توسط سمانه  | 

سلام ببخشید یه کم دیرهولی وقت نداشتم

روزنامه همشهری روز دوشنبه مصاحبه ای از وحید هاشمیان به چاپ رسانده بود که متن کامل آن را ملاحظه می فرمایید:

 

مهاجم ملي‌پوش هانوفر در ديدار برابر شالكه تلاش زيادي داشت.
او براي خودنمايي مقابل ديتر هكينگ، فقط 19دقيقه فرصت داشت؛ مدت زماني كه وحيد هاشميان به كميت آن اعتراضي ندارد. اعتراض او اما متوجه مسائل ديگري است. وي در اين گفت‌وگو ضمن نام بردن از مربيان درجه يك اروپايي، از سرمربي سابق تيم‌ملي يعني برانكو ايوانكوويچ دفاع كرد.

- بعد از باخت به شالكه، در رده هشتم جدول قرار گرفتيد.
بله، هانوفر بازي مهمي را باخت. البته من به عنوان يك بازيكن تلاش خودم را انجام دادم.

- اين باخت، شالكه را يك پله بالاتر از شما قرار داد.
خب، آنها بهتر از ما بودند. فوتبال همين است.

- چرا وحيد هاشميان فرصت زيادي براي خودنمايي نداشت؟
شرايط هانوفر فرق مي‌كند. اينجا كار كردن خيلي سخت است. از اين گذشته من 19 دقيقه بازي كردم.

- يعني تو به حضور 19 دقيقه‌اي در ميدان رضايت مي‌دهي؟
نه، اما خب، تصميم سرمربي تيم اين بوده و من هم طبيعتاً از اين رأي تبعيت مي‌كنم.

- علت اصلي باخت شما مقابل شالكه چه بود؟
خب، به نظر من آنها مهره‌هاي بهتري دارند. هزينه بيشتري هم كرده‌اند.

- آقاي هاشميان! نظر شما درباره شرايط فعلي فوتبال ايران چيست؟
بلاتكليف هستيم. جز اين چيز ديگري به ذهنم نمي‌رسد.

- خبرها را پيگيري مي‌كنيد؟
بله، مدام اخبار فوتبال ايران را دنبال مي‌كنم. از قرار معلوم هنوز سرمربي تيم‌ملي تعيين نشده. درست مي‌گويم؟

- بله، با اين حساب نگران نيستيد؟
نه، چرا بايد نگران باشم.

- چون بازيكن تيم‌ملي هستيد؟
من به اندازه بازيكن بودنم، وظيفه دارم. اگر دعوت شوم، تمام توان خودم را به كار مي‌گيرم و در غير اين صورت خودتان هم مي‌دانيد كه زندگي در جريان است.

- يعني حضور در تيم‌ملي، خيلي هم اهميت ندارد؟
من اصلاً چنين حرفي نزدم. خواهش مي‌كنم دنبال حاشيه نگرديد.

- توقع شما در شرايط فعلي چيست؟
اينكه خيلي زود تكليف رئيس فدراسيون فوتبال و به دنبال آن سرمربي تيم‌ملي معلوم شود.

- اين روزها براي سرمربيگري تيم‌ملي گزينه‌هاي زيادي مطرح شده است.
تقريباً خبر دارم.

- نظر خاصي هم داريد؟
تنها موضوع مهم، انتخاب مربي درجه يك براي تيم‌ملي است. اگر قرار است مربي خارجي بياوريم بايد از مربيان بزرگ اروپا يك نفر را جذب كنيم.

- مثلاً؟
گزينه‌ها زيادند. خود من اريكسون و كاپلو را مي‌پسندم.

- اما اينها هدايت تيم‌ملي را قبول نمي‌كنند.
به هرحال مدت‌هاست كه گفته مي‌شود، تيم‌ملي يك مربي بزرگ مي‌خواهد.

- اين بحث از زمان برانكو شروع شد. درست است؟
بله، آن زماني كه برانكو سرمربي بود، همه به طرز وحشتناكي انتقاد مي‌كردند و مدام مي‌گفتند برانكو مربي كوچكي است. مي‌گفتند ما درجه يك مي‌خواهيم. حالا بهتر است همان آقايان مربي درجه يك بياورند.

- البته تيم‌ملي از خردجمعي هم به جايي نرسيد. نظر شما چيست؟
من معتقدم نتايج، نشانگر كارآيي است. فوتبال دنيا از مربياني كه فقط تجربه دارند، عبور كرده. حالا فوتبال علمي است. مربيان تجربي بايد ياد بگيرند. چاره‌اي هم ندارند.

- البته گاهي بعد از ناكامي گفته مي‌شود كه بازيكنان تيم‌ملي هم چندان خوب كار نكردند!
من موافق نيستم. ما بازيكنان خيلي خوبي داريم. اين تيم، يك مربي بزرگ مي‌خواهد.

- آيا امير قلعه‌نويي هم در ليست اين مربيان بزرگ جاي دارد؟
بازي‌هاي جام ملت‌ها تمام شد. اجازه بدهيد به اين سئوال پاسخ ندهم.

- اين روزها مذاكره با مربيان درجه 2 امر تعجب‌برانگيزي نيست؟
كاملاً موافقم. اين خنده‌دار است كه ما حالا به سراغ مربياني مي‌رويم كه 3 سال است در كادر فني هيچ تيمي جاي ندارند. خنده‌دارتر از مذاكره ما، پاسخ آنهاست، چون شنيده‌ام بعضي‌هاي‌شان پاسخ منفي هم داده‌اند.

- موضع خودت در مورد اين بحث چيست؟
من حرفم را زدم. واقعاً به خودم اجازه نمي‌دهم بيشتر از اين حد اظهارنظر كنم يا حتي اعتراضي داشته باشم.

- به نظر تو در ميان مربيان داخلي، گزينه مناسبي وجود دارد؟
ببينيد، من قصد بي‌احترامي ندارم اما واقعاً در اين مورد دچار كمبود هستيم.

- آيا بازيكنان تيم‌ملي در حد و اندازه خودشان ظاهر شده‌اند؟
به نظر من تيم‌ملي ايران در جام ملت‌ها حداقل يك سروگردن از همه تيم‌ها بالاتر بود.

- اما در نهايت ما نتوانستيم به قهرماني برسيم.
بله، چون از حداقل سازماندهي و هماهنگي نيز برخوردار نبوديم.

- چرا؟
خيلي از مسائل، باعث اين ناكامي شد. تيم‌ملي بازي تداركاتي نداشت. موضوعي كه همين الان ما را چند ماه از حريفان‌مان عقب نگه داشته. به هرحال من هم به اندازه خودم نگرانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:8  توسط سمانه  | 

وحید هاشمیان مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر همچون همیشه در گفت و گوهایش روحیه بالای خود را نشان می دهد. امید چیزی است که در وحید هرگز نمی میرد

 

 

به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، وحید در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر و امیر محب ملکی خبرنگار این موسسه خبری در خصوص آخرین وضعیت خود سخن می گوید: "در هفته چهاردهم وقتی برای هانوفر به میدان آمدم و توانستم یک دقیقه پس از ورود به زمین گل پیروزی تیم را به ثمر برساندم، امیدوار بودم فرصت بیشتری به دست آورم. خوب تمرین کردن، امیدوار بودن و دل بستن به شانس بخش مربوط به بازیکن است و من فکر می کنم در این بخش عملکردم خوب بود."
مهاجم ایرانی تیم هانوفر با بیان این نکته که هیچ مشکلی نداشته و در حال حاضر کاملا آماده است، تاکید کرد: در 2 بازی اخیر که میدان آمدم عملکرد خوبی داشتم، به خصوص در بازی با هانزاروستوک که در گل دوم نقش داشتم و گل سوم هم با پاس من به ثمر رسید که امیدوارم با این بازی ها جایگاه بهتری را در تیم به دست آورم.
تا پایان نیم فصل 2 بازی مهم و بسیار سخت پیش رو داریم که کسب نتایج خوب در این 2 مسابقه می تواند به ما کمک کند در پایان نیم فصل جایگاه مناسبی در جدول رده بندی بدست آوریم.
امروز در خانه بازی سختی با وردربرمن پیش رو داریم، آنها تیم دوم جدول رده بندی هستند که امیدوارم برابر این تیم به میدان رفته و به موفقیت هانوفر کمک کنم."
مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر آلمان درپایان گفت: "در بازی آخر نیم فصل در ورزشگاه خانگی انرگی کوتبوس قعرنشین باید به میدان برویم که به علت آنکه تیم میزبان برای فرار از انتهای جدول به پیروزی در این دیدار نیاز دارد، کار مشکلی برابر آنها پیش رو خواهیم داشت."

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:1  توسط سمانه  | 

در ادامه رقابت های هفته چهاردهم بوندس لیگا وحید هاشمیان مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر از دقیقه 71 بازی تیمش مقابل شالکه به میدان رفت.
 

 


 

به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، در حالی که هانوفر در دقیقه 17 و توسط هوزتی توانست در AWD آره نا از شالکه پیش بیفتد، اما کورانی در دقایق 41 و 50 دو بار دروازه هانوفر را گشود تا بازی 2 بر یک شود.3 دقیقه بعد هوزتی بازی را به تساوی کشاند، اما حلیل آلتینتوپ در دقیقه 62 میهمان را پیش انداخت.
دیتر هکینگ برای تقویت خط حمله اش هاشمیان را در دقیقه 71 به جای لالا به میدان فرستاد، اما در پایان شالکه توانست با نتیجه 3 بر 2 مقابل هانوفر به پیروزی دست یابد

 

HASHEMIAN.Net

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:40  توسط سمانه  | 

 سلاااااااام چطورید؟ چه خبر؟ خیلی وقته آپ نکردم آخه فکر کنم امسال سومم!!!

گروه بندی قاره آسیا

مراسم قرعه کشی مسابقات مقدماتی جام جهانی از ساعت 30/15 امروز به وقت محلی (18به وقت تهران) درمرکز گردهمایی بین المللی شهر دوربان واقع در 700 کیلومتری شهر ژوهانسبورگ پایتخت کشور آفریقای جنوبی برگزارشد که طی آن تیم فوتبال کشورمان در گروه 5 این مسابقات با تیمهای سوریه ، امارات و کویت همگروه شد.

برپایه این گزارش،  درپایان این مراسم، گروه بندی مرحله سوم مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی به شکل زیر مشخص شد:
گروه
A: استرالیا، چین، عراق، قطر
گروه
B: ژاپن، بحرین، عمان، تایلند
گروه
C: کره جنوبی، کره شمالی، اردن، ترکمنستان
گروه
D: عربستان، ازبکستان، لبنان، سنگاپور
گروه
F: ایران، کویت، امارات، سوریه

با توجه به این قرعه کشی زمان و مکان برگزاری مسابقات فوتبال مقدماتی جام جهانی 2010 به شرح تغییر کرده است:
* بازی روز اول: 6 فوریه 2008 – 17 بهمن 1386
* بازی روز دوم: 26 مارس 2008 – 6 فروردین 1387
* بازی روز سوم: 7 ژوئن 2008 – 16 خرداد 1387(روز غیر از روزهای مسابقات فیفا)
* بازی روز چهارم: 14 ژوئن 2008 – 24 خرداد 1387 (روز غیر از روزهای مسابقات فیفا)
* بازی روز پنجم: 6 سپتامبر 2008 – 15 شهریور 1387
* بازی روز ششم: 10 سپتامبر 2008 – 19 شهریور 1387

مرحله چهارم:
دراین مرحله 10 تیم باقیمانده به دو گروه پنج تیمی تقسیم می شوند که در نهایت تیم های اول و دوم هر گروه می توانند بصورت مستقیم به جام جهانی بروند.
* بازی روز اول : 15 اکتبر 2008 - 23 مهر 1387
* بازی روز دوم : 19 نوامبر 2008 – 28 آبان 1387
* بازی روز سوم : 11 فوریه 2009 – 22 بهمن 1387
* بازی روز چهارم : 28 مارس 2009 – 8 فروردین 1388
* بازی روز پنجم : 1 آپریل 2009 – 11 اردیبهشت 1388
* بازی روز ششم : 6 ژوئن 2009 – 16 خرداد 1388
* بازی روز هفتم : 10 ژوئن 2009 – 20 خرداد 1388

* بازی روزهشتم : 17 ژوئن 2009 – 27 خرداد 1388 (روز غیر از روزهای مسابقات فیفا)
* بازی روز نهم : 5 سپتامبر 2009 - 14 شهریور 1388
* بازی روز دهم : 9 سپتامبر 2009 – 18 شهریور 1388

بازی پلی آف AFC:
تیم های سوم هر گروه در مرحله چهارم بصورت رفت و برگشت بازی پلی آف برگزار می کنند.
* بازی روز اول: 10 اکتبر 2009 – 18 مهر 1388
* بازی روز دوم : 14 اکتبر 2009 - 22 مهر 1388

بازی پلی آف AFC / OFC:
تیم برنده بازی پلی آف AFC با برنده بازیهای انتخابی OFC دیدار پلی آف بازی می کند.
* بازی روز اول: 14 نوامبر 2009 – 23 آبان 1388
* بازی روز دوم : 21 نوامبر 2009 – 30 آبان 1388 (روز خارج از روزهای مسابقات فیفا)

  

 

امیدوارم وحید یه عالمه گل بزنه تو ای بازیها  و تیم ایرانم همیشه برنده باشه انشاا...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:27  توسط سمانه  |